السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
146
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
و دلالى آن مىافزايد . پس روشن شد كه ايرادكننده در حديث نور به گمانِ آنكه يكى از اين دو نفر در اسناد آن مىباشند يا نافهم است يا مغرض و ملحد . منشأ اشتباه منشا اين اشتباه ، آن است كه علّامه حلّى در كتاب « نهجالحق و كشف الصدق » اين حديث را از احمد و ابنمغازلى نقل كرده و ابنروزبهان صاحب كتاب « ابطال الباطل » ، خود را از پاسخ وى ناتوان ديده ، چارهاى رسوا انديشيده و گفته است : ابنجوزى اين حديث را در كتاب « الموضوعات » جزء احاديثِ ساختگى دانسته و گويد : اين حديث را بر رسول خدا بسته و ساختهاند . فرد مورد اتّهام در طريقِ اوّل ، « محمّدبنخلف مروزى » است كه يحيىبنمعين دربارهى او گويد كه او « كذّاب » است و دارقطنى گويد : « متروك » است . در طريق دوم « جعفربناحمد » قرار دارد كه رافضى و كذّاب است و احاديثى را در سبّ اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جعل كرده است . پايان كلام او . « 1 » از مقايسه بين گفتار علّامه حلّى و سخن ابنروزبهان برمىآيد كه اين دو راوى در سند حديثى كه علّامه آن را نقل كرده ، وجود ندارد ؛ بلكه ابنروزبهان سخن ابنجوزى را آورده است تا مطالعهكنندگان را به اين توهّم اندازد كه حديث مذكور در كتاب « نهجالحق » ساختگى است . اين گفتار ابنروزبهان است كه بعد از او كابلى بسيارى از مطالبش را از او گرفته است . گويد : اين حديث باطل است ؛ زيرا به اجماع اهل خبر ، ساختگى است . در اسناد آن محمّدبنخلف مروزى است كه يحيىبنمعين دربارهى او گويد « كذّاب » است و دارقطنى گويد « متروك » است و هيچكس در كذبش اختلاف ندارد . از طريق ديگر نيز روايت شده است كه در اسناد آن جعفربناحمد وجود دارد ، وى رافضى ، غلوّكننده و دروغگو و حديث ساز است كه بسيارى از احاديث ساختگى
--> ( 1 ) . ابطال الباطل .